رابرت پتينسون: پدرم به من ياد داد چطور دل يك خانم را ببرم!
24 تير 1389
5081 بازدید

يكي از بهترين مصاحبه هاي چند وقت اخير رابرت پتينسون با كومدين معروف آمريكايي، جِي لِنو بود. رابرت كه اينبار پدر و مادرش را هم با خود به شو آورده، درباره ي ماشين ها، ايميل هاي پدرش به او و غيره صحبت مي كند.
جي، در اول از صحبتي كه با پدر راب داشته مي گويد و اينكه علايق مشتركي براي ماشين ها داشته اند. سپس از راب مي پرسد كه آنها با شهرت پسرشان چطور كنار مي آيند و اينكه آيا وقتي او را روي جلد تمام مجلات مي بينند نمي گويند كه پسرمان از يك سياره ي بيگانه است؟
راب به والدينش كه بين تماشاچيان نشسته اند نگاه مي كند و توضيح مي دهد: «فكر مي كنم خيلي خوب دارن باهاش كنار ميان. فكر مي كنم قبلاً شايعات رو توي روزنامه ها باور مي كردن- خوب، نه اون قسمت بچه ي فضايي- ولي فكر نمي كنم ديگه اينجوري باشه. بستگي به منبع داره. بعضي منابع قابل اعتماد تر از بقين. اگه توي يكي ازونا نوشته شده باشه، ديگه به نظر مامانم درسته درسته. به مجله هاي جديدم اعتماد نداره. ميگه : "من اون مجله رو سالهاست كه مي خرم. توش عضويت دارم!"».
ضمناً پدر راب دوست دارد به او ايميل بفرستد و در مورد شهرت به او نصيحت هايي بكند. رابرت مي گويد: «اميدوارم گفتن اين پدرمو خجالت زده نكنه. ولي بايد بگم. اون عاشق اينه كه به من ايميل بده، كه من خيلي خيلي دوست دارم بگيرمشون. اون ادعا ميكنه كه فيلم ديدن رو دوست نداره. فيلم مورد علاقش 'Jaws' هست.» اما راب به هر حال فيلم نامه هايش را براي او مي فرستد تا نظرش را بداند. «اولش كه من توآيلايت رو شروع كرده بودم اون گفت: "خوب... من فكر مي كنم يه تلفيقيه بين... 'Jaws' و 'سوپرمن' ."» سپس راب يكي از ايميل هاي پدرش را با صداي بلند مي خواند كه همه ي آنها به طور رسمي با كلمه ي: "راب عزيز،" شروع مي شوند: «راب عزير، داشتم به آداب و حركات بيانگر فكر مي كردم و يكي از موارد خوبش از نظر من بوسيدن دست يك خانمه. خيلي رومانتيك و خالص. بظاهر دستت رو براي دست دادن بهش پيشنهاد كن، و بعد: بوسه - من به اين طريق مادرت رو تحت تاثير قرار دادم.»
رابرت با خواندن پيغام ديگري ادامه مي دهد: «بعدش چيزاي غير منتظره اي كه نمي دونم از كجا مياد: «راب عزيز، ديشب داشتم به بازيگر بزرگ فرانسوي Yves Montand فكر مي كردم. و اينكه چقدر با وقار در مراسم اسكار رو به تماشاگران صحبت كرد و با مشت، مچ دست ديگش رو گرفت و هردو دستش رو روي هم بالا آورد و اينكه چقدر براي اين حركت تشويق شد. مي دونم قبلاً به اين اشاره كردم اما دليلي كه به اين فكر افتادم اين بود كه ديشب داشتم برنامه اي رو راجع به بعضي از افراد مشهوري كه الآن تو بورس هستن تماشا مي كردن و از اينكه مي ديدم چقدر خودموني و گستاخن شوكه شده بودم.»
رابرت اضافه مي كند: «راستش بعد اين من روي اون حركت تمرين كردم و يه جورايي دلم مي خواد كه يه جا انجامش بدم ولي هنوز فرصتش رو پيدا نكردم.» و جي اين فرصت را به او مي دهد.
در ادامه رابرت از اين مي گويد چطور چند هفته بعد از دفعه ي قبلي كه در اين برنامه بوده داشبورد اتومبيل سابقش آتش گرفته و تا زماني كه آتش كاملاً بيرون نزده بود آن را ميرانده و بعد پيش مكانيك برده.
در قسمت بعدي برنامه، اما رابرتس به پتينسون و لنو ملحق شد و از او درمورد اينكه توآيلايت را ديده يا نه سوال كردند. او گفت كه تمام كتاب ها را خوانده و فيلم ها را ديده و يكي از دقايق خجالت انگيز برنامه اين بود كه او گفت تيم جيكوب است. رابرت هم در جواب به شوخي گفت: «خوب پس معلوم شد كه هيچ سليقه اي نداري!»
حتماً اين مصاحبه را نگاه كنيد چون خواندن حرف ها هيچ وقت به پاي شنيدن آنها از زبان گوينده نمي رسد.
دانلود قسمت اول مصاحبه در يك زيپ فايل حجم:12 MB
دانلود قسمت دوم حجم: 12 MB
جي، در اول از صحبتي كه با پدر راب داشته مي گويد و اينكه علايق مشتركي براي ماشين ها داشته اند. سپس از راب مي پرسد كه آنها با شهرت پسرشان چطور كنار مي آيند و اينكه آيا وقتي او را روي جلد تمام مجلات مي بينند نمي گويند كه پسرمان از يك سياره ي بيگانه است؟
راب به والدينش كه بين تماشاچيان نشسته اند نگاه مي كند و توضيح مي دهد: «فكر مي كنم خيلي خوب دارن باهاش كنار ميان. فكر مي كنم قبلاً شايعات رو توي روزنامه ها باور مي كردن- خوب، نه اون قسمت بچه ي فضايي- ولي فكر نمي كنم ديگه اينجوري باشه. بستگي به منبع داره. بعضي منابع قابل اعتماد تر از بقين. اگه توي يكي ازونا نوشته شده باشه، ديگه به نظر مامانم درسته درسته. به مجله هاي جديدم اعتماد نداره. ميگه : "من اون مجله رو سالهاست كه مي خرم. توش عضويت دارم!"».
ضمناً پدر راب دوست دارد به او ايميل بفرستد و در مورد شهرت به او نصيحت هايي بكند. رابرت مي گويد: «اميدوارم گفتن اين پدرمو خجالت زده نكنه. ولي بايد بگم. اون عاشق اينه كه به من ايميل بده، كه من خيلي خيلي دوست دارم بگيرمشون. اون ادعا ميكنه كه فيلم ديدن رو دوست نداره. فيلم مورد علاقش 'Jaws' هست.» اما راب به هر حال فيلم نامه هايش را براي او مي فرستد تا نظرش را بداند. «اولش كه من توآيلايت رو شروع كرده بودم اون گفت: "خوب... من فكر مي كنم يه تلفيقيه بين... 'Jaws' و 'سوپرمن' ."» سپس راب يكي از ايميل هاي پدرش را با صداي بلند مي خواند كه همه ي آنها به طور رسمي با كلمه ي: "راب عزيز،" شروع مي شوند: «راب عزير، داشتم به آداب و حركات بيانگر فكر مي كردم و يكي از موارد خوبش از نظر من بوسيدن دست يك خانمه. خيلي رومانتيك و خالص. بظاهر دستت رو براي دست دادن بهش پيشنهاد كن، و بعد: بوسه - من به اين طريق مادرت رو تحت تاثير قرار دادم.»
رابرت با خواندن پيغام ديگري ادامه مي دهد: «بعدش چيزاي غير منتظره اي كه نمي دونم از كجا مياد: «راب عزيز، ديشب داشتم به بازيگر بزرگ فرانسوي Yves Montand فكر مي كردم. و اينكه چقدر با وقار در مراسم اسكار رو به تماشاگران صحبت كرد و با مشت، مچ دست ديگش رو گرفت و هردو دستش رو روي هم بالا آورد و اينكه چقدر براي اين حركت تشويق شد. مي دونم قبلاً به اين اشاره كردم اما دليلي كه به اين فكر افتادم اين بود كه ديشب داشتم برنامه اي رو راجع به بعضي از افراد مشهوري كه الآن تو بورس هستن تماشا مي كردن و از اينكه مي ديدم چقدر خودموني و گستاخن شوكه شده بودم.»
رابرت اضافه مي كند: «راستش بعد اين من روي اون حركت تمرين كردم و يه جورايي دلم مي خواد كه يه جا انجامش بدم ولي هنوز فرصتش رو پيدا نكردم.» و جي اين فرصت را به او مي دهد.
در ادامه رابرت از اين مي گويد چطور چند هفته بعد از دفعه ي قبلي كه در اين برنامه بوده داشبورد اتومبيل سابقش آتش گرفته و تا زماني كه آتش كاملاً بيرون نزده بود آن را ميرانده و بعد پيش مكانيك برده.
در قسمت بعدي برنامه، اما رابرتس به پتينسون و لنو ملحق شد و از او درمورد اينكه توآيلايت را ديده يا نه سوال كردند. او گفت كه تمام كتاب ها را خوانده و فيلم ها را ديده و يكي از دقايق خجالت انگيز برنامه اين بود كه او گفت تيم جيكوب است. رابرت هم در جواب به شوخي گفت: «خوب پس معلوم شد كه هيچ سليقه اي نداري!»
حتماً اين مصاحبه را نگاه كنيد چون خواندن حرف ها هيچ وقت به پاي شنيدن آنها از زبان گوينده نمي رسد.
دانلود قسمت اول مصاحبه در يك زيپ فايل حجم:12 MB
دانلود قسمت دوم حجم: 12 MB
|
96
|
تشکر اشتراک گذاری مطالب مشابه |
| ashleygreene 24/04/1389 - 14:51 | #1 |
عضو سايت
[10] نظرات |
|
| shadow girl 24/04/1389 - 14:53 | #2 |
عضو سايت
[3] نظرات |
|
| a.l.i.c.e 24/04/1389 - 14:55 | #3 |
عضو سايت
[31] نظرات |
|
| bella1997 24/04/1389 - 14:55 | #4 |
عضو سايت
[142] نظرات |
|
| eijei 24/04/1389 - 14:56 | #5 |
عضو سايت
[69] نظرات |
|
| BELLS SWAN 24/04/1389 - 14:56 | #6 |
عضو سايت
[33] نظرات |
|
| paniz1997 24/04/1389 - 15:01 | #7 |
عضو سايت
[26] نظرات |
|
| hilary 24/04/1389 - 15:01 | #8 |
عضو سايت
[35] نظرات |
|
| BELLS SWAN 24/04/1389 - 15:02 | #9 |
عضو سايت
[33] نظرات |
|
| war-twilight 24/04/1389 - 15:02 | #10 |
عضو سايت
[86] نظرات |
|
| nari 24/04/1389 - 15:18 | #11 |
عضو سايت
[6] نظرات |
|
| sisi 24/04/1389 - 15:19 | #12 |
عضو سايت
[14] نظرات |
|
| Dragonfly 24/04/1389 - 15:20 | #13 |
عضو سايت
[440] نظرات |
|
| miss Vampire 24/04/1389 - 15:22 | #14 |
عضو سايت
[144] نظرات |
|
| kim 24/04/1389 - 15:30 | #15 |
عضو سايت
[7] نظرات |
|
| mahyaaa 24/04/1389 - 15:34 | #16 |
عضو سايت
[139] نظرات |
|
| رها 24/04/1389 - 15:35 | #17 |
عضو سايت
[448] نظرات |
|
| margaret 24/04/1389 - 15:37 | #18 |
عضو سايت
[122] نظرات |
|
| شیرین 24/04/1389 - 15:48 | #19 |
عضو سايت
[281] نظرات |
|
| avin m 24/04/1389 - 15:53 | #20 |
عضو سايت
[8] نظرات |
|
| fatis 24/04/1389 - 15:54 | #21 |
عضو سايت
[25] نظرات |
|
| Vampirism 24/04/1389 - 15:56 | #22 |
ناظر انجمن
[96] نظرات |
|
| the journalist19 24/04/1389 - 16:08 | #23 |
عضو سايت
[320] نظرات |
|
| mansoureh_ed_cullen 24/04/1389 - 16:42 | #24 |
عضو سايت
[152] نظرات |
|
| rob rob 24/04/1389 - 16:46 | #25 |
عضو سايت
[30] نظرات |
|
| Rozarly 24/04/1389 - 16:46 | #26 |
|
عضو سايت
[132] نظرات |
|
| bahareh.bella 24/04/1389 - 16:56 | #27 |
عضو سايت
[121] نظرات |
|
| misssdandelion 24/04/1389 - 16:56 | #28 |
عضو سايت
[254] نظرات |
|
| dorsahani 24/04/1389 - 16:58 | #29 |
عضو سايت
[17] نظرات |
|
| moon_light_3311 24/04/1389 - 17:07 | #30 |
عضو سايت
[11] نظرات |
|
اطلاعات
|
براي ارسال نظر، بايد در سايت عضو شويد. |
مصاحبه ها
پتینسون : ادوارد یه فرد کامل نیست ! دوست داشتم کمبودهای او را هم به تصویر بکشم
29 آبان 1390
922 بازدید
|
پتینسون و گریین در دیدار با طرفداران بلژیک از سپیده دم گفتند
5 آبان 1390
1075 بازدید
|
مصاحبه ی مجله ی گلمور با کریستن استوارت
13 مهر 1390
1516 بازدید
|
کریستینا پری از احساسش در مورد آهنگش در سپیدهدم میگوید
7 مهر 1390
1077 بازدید
|
جستجو در سایت
نظرسنجی
افراد آنلاین
کاربران: 0
ميهمانان: 17
روبات ها: 7
مجموع: 24
کاربران آنلاین :
هيچ
روبات ها
Google Bot, Google Bot, Google Bot, Google Bot, Google Bot, Google Bot, Google Bot
ميهمانان: 17
روبات ها: 7
مجموع: 24
کاربران آنلاین :
روبات ها



