Home icon
twilight » اخبار » مصاحبه ها » مصاحبه ي تیلور لاوتنر در كنفرانس مطبوعاتي كسوف!

مصاحبه ي تیلور لاوتنر در كنفرانس مطبوعاتي كسوف!

18 تير 1389
2710 بازدید


مصاحبه ي تیلور لاوتنر در كنفرانس مطبوعاتي كسوف!
این هم مصاحبه ی تیلور لاوتنر در پرس کنفرانس فیلم کسوف که قولش را به شما داده بودیم. در این مصاحبه تیلور از تجربه اش در فیلم کسوف و همچنین سپیده دم و فیلم جدیدش می گوید.


مصاحبه ی تیلور لاوتنر:



چه چیزی تو رو به سمت موفقیت می رونه؟

احتمالاً مردم دور و برم و کسایی که براشون اهمیت قائلم. اونا انگیزه های منن. احتمالاً این چیزیه که منو به طرف موفقیت میرونه. خانواده و دوستان.

می تونی راجع به کارهایی که تونستی در کسوف انجام بدی که از فیلم های دیگه ی توایلایت متفاوت بود صحبت کنی؟


من راستش ناراحت بودم. در این فیلم اکشن خیلی بیشتری وجود داره، اما برای من، بویژه، من یک گرگم وقتی که مسائل اکشن پیش میاد، واسه همین ناراحت بودم که زیاد توی جنگ درگیر نيستم. من فرصتی گیر آوردم که، برای اولین بار، بلا رو ببوسم، فکر می کنم اون بزرگترین چیز بود.

اون خوب می بوسه؟

به طور حتم. بلا بوس کننده ی فوق العاده ایه. احتمالاً اون هیجان انگیز ترین چیز جدید بود.

بعدش با راب تبادل نظر کردی؟

نه نکردیم. باحال می شد.

تو از چهره های جدید هالیوود هستی. از نقطه نظر تو، این چطوری بوده؟

در اون باره نمی دونم، اما هیجان انگیزه. این پدیده سکوی پرتاب باور نکردنی ای بوده. فوق العادست. من خیلی از این پدیده و فرصتی که برام ایجاد کرده سپاسگزارم. در این دو سال گذشته من زمان طلایی زندگیم رو داشتم، و به خاطر موقعیتی که الآن درشم سپاسگزاری می کنم. با فیلم بازی کردن خیلی تفریح می کنم. عاليه. من با آدمای جدید باحالی آشنا شدم و موقعیت کار کردن با اینهمه افراد با استعداد جدید و فوق العاده رو پیدا کردم.

حالا پروژه هاتو چجوری انتخاب می کنی؟

یه چورایی غریزه ایه. هرچیزی که خودم بخوام نگاه کنم. فیلم نامه های زیادی می خونیم و هروقت تونستی یکیشو تموم کنی یعنی واقعاً عاشقش شدی. همه چیز براساس داستان و کاراکتره. می خوام خودمو تست کنم و چیزای مختلفی انجام بدم. مطمئناً نمی خوام توی یه جاده بمونم، واسه همین سعی می کنم تغییرات بدم.

نقش ابر قهرمان رو بعد از این بازی می کنی؟

بعد مجموعه نه، امیدوارم بزودی. بعدی Abduction هست. من فقط یه پسر معمولی خواهم بود که تو موقعیت جالبیه. شاید تا یک سال دیگه از الآن یه ابرقهرمان باشم.

برات راحت تر شده که بین فیلم فیلم ها عضله هات رو نگه داری؟

جالب ترین چیزی که متوجه اش شدم اینه که نگه داشتنش به همون سختیه ساختنش در اول کاره. باور کنید، ساختنش خیلی سخت بود و نگه داشتنش به همون سختیه. اگه واقعاً سرم شلوغ باشه و نتونم به یه باشگاه برم، یا اگه کار دارم و وقت خوردن نیست، عضله از دست میره و ده برابر زمان میبره تا دوباره برش گردونی، پس سخته.

یک غذایی که نمی تونی در برابرش مقاومت کنی چیه؟

معمولاً، واقعاً دلت یه کم بستنی می خواد، به طور حتم. یکی دو بار تقلب می کنی. وقتی به فیلم نزدیک تر میشه، یا وقتی واسه یه مجله می خوایم فتوشوتی انجام بدیم، باید دیگه قوی بمونی و قطعش کنی.

به نظر جیکوب توی این فیلم پخته تره. فکر می کنی به خاطر اینه که خودت هم داری به پختگی می رسی؟

نه. فکر نمی کنم هیچ ربطی به من داشته باشه. تمامش توی کتابه. اون دقیقاً چیزیه که طرفدارا می خوان ببینن. اما، آره، جیکوب مطمئناً یه خورده پخته میشه چون الآن داره با خود جدیدش سرو کله می زنه. اون داره این خود جدید و موقعیتی که توش قرار گرفته رو میشناسه و همین طور رومانس. اون با خیلی چیزا درگیره. اون در این یکی یکمی ناامید میشه، چون خیلی نزدیک می شه و بعد بهش میگن نه، دوباره و دوباره. واقعا حال گیریه، اما اون خیلی سمجه.

می تونی راجع به نزدیک تر کار کردن با رابرت پتینسون برای این فیلم حرف بزنی؟


یکی دو صحنه در ماه نو داشتم که می تونستم با راب بازی کنم و واسه بیشتر کار کردن باهاش در کسوف خیلی هیجان زده بودم. سخت ترین چیزی که در باره ی کار کردن با راب متوجهش شدم اینه که معموماً من باید توی صحنه از اون متنفر باشم و این سخته. اون پسر با مزه و نازنینیه. در واقع، یه صحنه ای هست که ما داریم سر هم داد و فریاد می كشيم و اون شونه ی من رو محکم می گیره و من کنارش می زنم، داریم داد می زنیم و صورت همدیگه رو آبپاشی می کنیم و بعد، به محض اینکه می گن کات، از خنده منفجر میشیم. این واقعاً سخته که با راب بد باشی، خداييش میگم.

صحنه ای هست، یک صحنه، که سخت بوده؟


صحنه ی چادر. صحنه ی چادور واقعاً خوبه چون آتیش درش هست اما در آنِ واحد خنده آورم هست.

اون دیالوگی که ادوارد میگه: «این پسره یه تی شرت نداره؟،» که اشاره به تو داره که تو کل فیلم نصفه نیمه لباس پوشیدی، توی فیلم نامه بود؟


فکر کنم در واقع توی کتاب بوده، اما مطمئناً توی فیلم نامه بود. وقتی برای اولین بار اون رو خوندم، صبر نداشتم که از دهن راب گفته بشه. خنده دار بود. خیلی تابلوئه، وقتی اونا تو وسط خیابون کنار می زنن، با اون وضعی که من ایستادم. من به ماشین تکیه دادم و دستام پشتمه و منتظر بلا ام تا بیادو اونا صحنه های خجالت آورین. وقتی همه کامل لباس پوشیدن، داره بارون میاد و من فقط تنها شخص اونجامو و واسشون ژست گرفتم.

برای سپیده دم، آیا قراره یه فیلم از دیدگاه جیکوب باشه و يه فیلم از دیدگاه ادوارد؟


اونو نمی دونم. می دونم که قراره دو تا فیلم بشه، که شدیداً براش هیجان زده ام. بیل کاندون هر دورو کارگردانی می کنه. هیجان انگیز میشه. برای کار کردن با اون صبر ندارم.

بندی در قراردادت هست که بگه باید پیرهنت رو دربیاری؟

نه، بند نیست. هرچیزی که کتاب میگه، به احتمال زیاد کاریه که باید انجام بدیم.

Abduction چطور؟

نه. اینا همش به کاراکتر بستگی داره. اگه کاراکتر رو دوست داشته باشم و داستان رو دوست داشته باشم و اون کاراکتر برام ایجاب می کنه که بدون پیرهن باشم یا اگه ایجاب کنه که 30 پوند وزن از دست بدم، آمادم که انجامش بدم.

هیچ اطلاع داری که واسه فیلم Stretch Armstrong قیافت چطوری میشه؟


می دونین، اونا الآن دارن تمام طراحیها و این چیزا رو می کنن. دارن فیلم نامه رو مي نويسن و اینا، واسه همین من هیچ نسخه ی نهایی اي رو ندیدم. اما، احتمالش هست که یه خورده از اکشن فیگوری که فیلم رو از روش میسازن فرق داشته باشه.

مي دوني كه داستان پشت قضيه چه شكلي خواهد بود؟


نه. هنوز كارشون با فيلمنامه تموم نشده. فكر مي كنم كه به زودي تموم مي شه، بنابراين اميدوارم به زودي بفهميم. موضوعي كه در باره ي اون عروسك - كه دستاش كش مياد و فيلم رو قراره از روي اون بسازن - باحاله اينه كه هيچ داستاني پشتش نيست. با يك ابر قهرمان، شما مجبورين توي يه خط مشخص بمونيد، اما با يه اسباب بازي، شما مي تونيد همه چيز رو خودتون خلق كنيد، كه فوق العاده هيجان انگيز و خلاقانه اس.

مضرات و سختي هاي شهرت چيان؟


سخته كه يكي رو انتخاب كني. ميليون ها مزيت و بدي وجود داره، مسلماً. مشخصه كه موضوع حريم شخصي داشتن يكمي فرق مي كنه. اين عادي نيست كه از خواب بلند شي و 12 تا ماشين پاپاراتزي بيرون منتظر باشه كه تو رو اول صبح تا استار باكس(يك كافي شاپ معروف در سطح جهان) همراهي كنن. اما، منفعات زيادي هم هست و من بيشتر دوست دارم اون منافع رو در نظر بگيرم.

تو اون ديالوگ رو توي فيلم داري كه جيكوب به ادوارد ميگه: "من از تو هات ترم." عكس العمل تو چطور بود، وقتي كه بار اول اون جمله رو خوندي. و چطور تونستي با يه قيافه ي عادي اونو بگي؟

راست مي گين، عادي گرفتن خودم كار سختي بود. يه ديالوگي هم هست كه وقتي خوندمش عاشقش شدم، اما با خودم مدام مي گفتم: « بازي كردن اين خيلي سخته، مخصوصاً يا يه قيافه عادي." من درست داشتم توي چشماي راب نگاه مي كردم و اون با اون قيافه ي ادوارد به من خيره شده بود. بامزه بود. گفتن اينكه من از تو هات ترم به راب خيلي سخت بود.

تا حالا يه گوشه ي بازنده ي يك مثلث عشقي بودي؟

اين سوال خيلي متداوليه. شايد وقتي سنم كمتر بود، توي مدرسه ي ابتدايي، يا همچين چيزي، و يه دختري بود كه پنج تا پسر مي خواستن باهاش بشن. وقتي كلاس پنجمي، عشقاي زودگذر ميان سراغت، اما جدي نيستن. من هيچ وقت توي يه مثلث عشقي نبودم. دلم نمي خواد در اون موقعيت قرار بگيرم. مسلماً توي موقعيت بلا نمي خوام باشم. نمي خوام جاي جيكوب يا ادوارد باشم. جالب نيست. بايد بگم نه، جداً.

چه واكنشي از آمريكايي هاي بومي راجع به گروه گرگ ها شنيدين؟


از طرف اونا خيلي چيزي نشنيدم. اما، دو سال پيش، شايد حتي بيشتر، وقتي كه توآيلايت رو فيلم برداري مي كرديم، با چند نفر كه واقعاً كوئيليتي بودن ملاقات كردم. من فقط مي خواستم قبل از شروع فيلابرداري اونارو بشناسم. با به دفتر و مداد اونجا رفتم. فكر مي كردم بايد يادداشت برداري كنم و خودمو به يه شخص ديگه تغيير بدم. من مي گفتم: "شما بچه ها دوست دارين توي وقت آزادتون چيكار كنين؟: و انتظار جواباي متفاوتي رو داشتم. و اونا جواب مي دادن: "ما مي ريم تو ساحل و بسكتبال بازي مي كنيم، اما بيشتر از هرچيز، دوست داريم دخترارو ديد بزنيم." و من مي گم: "اوه جدا؟ خيلي خوب." شنيدن واكنششون واقعاً مي تونست جالب باشه، بعد از اينكه فيلم بيرون اومد.

تاحالا با بيل كاندون صحببت كردي؟

من بيل رو فقط يه بار ديدم، خيلي كوتاه، واسه همين وقتي نداشتيم كه در بارش بحث كنيم. اون به نظر آدم خيلي خوبي مياد و، واضحه، اون فوق العاده با استعداده. فكر مي كنم هرچيزي كه سر راهمون بياد، اون به خوبي از پسش بر مياد. به طور حتم، من بي صبرانه منتظرم كه با اون حرف بزنم.

نظرت درباره ي دو فيلمي شدن سپيده دم چيه؟


فكر مي كنم اين صد درصد تصميم درستي بوده. به اندازه ي كافي سخت هست كه 500 صفحه رو توي يه فيلم نامه ي 100 يا 120 صفحه اي بگنجوني، اما اين يكي 800 صفحه اس و اتفاقات زيادي با گروه گرگا و اون بچه ميفته. من خيلي هيجان زدم كه دوفيلميه. براش صبر ندارم.

ازون تفريحاتي كه ازشون خجالت زده اي داري؟

برنامه ي American Idol. همون طور برنامه ي So You Think You Can Dance، اما American Idol مسلماً واسه ي من شماره يكه. الآن هشت-نه ساله يه قسمتش رو هم از دست ندادم. باورم نميشه همين الآن اين حرفو زدم.

مي توني آواز بخوني؟

نه، من نمي تونم بخونم و خنده دار همين جاست. شايد واسه همينه كه اينقدر دوست دارم اين برنامه رو ببينم. مي دونم كه هيچ راهي نداره خودم بتونم انجامش بدم.

يك چيزي كه سر صحنه ي فيلم برات ارزش عاطفي داره چيه؟

احتمالاً اون شلواركاي جين. اونا خيلي ارزش دارن. دلم واسه اون شرتا تنگ ميشه. حتي نمي دونم چي هستن. اونا فقط جينايي هستن كه جيكوب توي جنگل پيداشون مي كنه. نمي دونم مارك خاصي داره يا نه.

دوستيت با راب و كريستن برات چقدر ارزش داره؟

ارزشش همه چيزه. نمي تونم فيلم برداريه اين پديده رو تجسم كنم، اگر كه تمام بازيگرا به عنوان دوست اينقدر بهم نزديك نبودن. يه كابوس مي شد. راب و كريستن و خود من خيلي بهم نزديكيم و اين خيلي كمك مي كنه، چون، مي تونين با هم ديگه راحت و رو راست باشين و درباره ي مسائل بحث كنيد. اين واقعاً مراحل توليد فيلم رو خيلي راحت تر مي كنه. وقتي براي تبليغ فيلم جايي مي ريم و حتي هيچ كاريم انجام نمي ديم، اما فقط با هم بودن در آخر هفته ها، عاليه. اونا آدماي فوق العاده اي هستن و خيلي با استعداد. ما بطور حتم اين دوستي رو براي يه مدت طولاني بعد از اتمام مجموعه نگه مي داريم، پس اين واسه ي من شديداً مهمه.

تا حالا توي زندگي براي يك زن جنگيدي؟

بايد بگم آره. اگه به حد كافي براتون مهمه، مطمئناً. من قبلاً براي يه زن جنگيدم.

نظرت راجع به وفادار نگه داشتن سپيده دم به كتاب چيه؟

اين مسلماً براي ماها فوق مهمه كه تا حد امكان به كتاب ها وفادار بمونيم چون اون دقيقاً چيزيه كه طرفدارها مي خوان ببينن. اونا مي خوان كتاب هارو ببينن. لازمه كه يه سري تغييرات كم باشه هر از گاهي، اما تا جايي كه اساس داستان و هرچيزي كه كاراكترها با تمام اون احساسات بهشون ميگذره رو نگه مي داريم، حله. فكر مي كنم هركاري كه بيل كاندون بكنه فوق العاده از آب درمياد. من كاملاً به اون ايمان دارم و فكر مي كنم هوادار ها هم بايد ايمان داشته باشن.


تماشای مصاحبه





63
تشکر اشتراک گذاری مطالب مشابه
شیرین 18/04/1389 - 14:22 #1

عضو سايت
[281] نظرات
 
واییییییی عالیه کارتون
چقدر مصاحبه ی جالبی بود
خسته نباشی یاسمین جان
smile smile smile
hameid 18/04/1389 - 14:24 #2

عضو سايت
[16] نظرات
 
ممنون که این مصاحبه رو گذاشتین
شیرین 18/04/1389 - 14:24 #3

عضو سايت
[281] نظرات
 
ولی من از اونجایی که گفته بلا خوب میبوسه
و
از سوال بعدش خوشم نیومد

بنظر من راب باید بگه بلا خوب میبوسه
ولی من یه مصاحبه از رابوکریس
خوندم
خیلی عاشقونه درباره ی هم گفتن love
بازم ممنونم
Taraneh Cullen 18/04/1389 - 14:28 #4

عضو سايت
[238] نظرات
 
مرسی خیلی با حال بود
چقدر جالبه که این قدر با راب جوره
peter 18/04/1389 - 14:30 #5

عضو سايت
[10] نظرات
 
سلام به همه گلهای عضو انجمن...
به به حال کردید؟... کسی اینطوری اطلاعات محرمانه رو کنه ....خداییش انصافه از بچه های نخبه ما کلاهبرداری میکنند؟دوست عموم میگفت :ما خودمون باید هوای هموطنامون رو داشته باشیم.. این سیما خانم گفته انتظار نداره کسی سودی یا پولی بهش بده ،فقط میخواد اون شهرتی که حق بچه های ایرانیه بهشون برگردونه ...ایول بابا ...تودیگه کی هستی؟
بچه ها اصل یا کپی فکسی که سیما به شرکت سامیت زده رو هم خواستم که اگه بشه براتون بزارم تو سایت.... میدونم همه آرزوتونه، کسی پیدا بشه مثل سیما ،رقیب کارهای هالیوودی بشه ... فعلاً این سیما جیگر، تونسته با دوهزارداستان این کاروبکنه ...همه بگید ایول...
cinderella_2004 18/04/1389 - 14:31 #6

عضو سايت
[18] نظرات
 
خیلی مرسی یاسمین 50
peter 18/04/1389 - 14:31 #7

عضو سايت
[10] نظرات
 
سیما داره با فیلمهایی که با داستانهاش ساخته شده میجنگه .....سال دیگه هم قراره با داستانهاش بترکونه ... برای ایرانه خودمون چندتا سریال وداستان داره که فقط یکی شو با آلمانی ها برنامه ریزی کرده ... خدارو چه دیدید شاید سمیر هم بیاره ایران...
راستی من محسن هستم 29 سالمه مهندس کامپیوترم، امیدوارم تواین سایت نظر سنجی بزارید تا همه بین مایر واین سیما عابدینی یکی رو انتخاب کنند، راستی منتظر باشید وهی سر بزنید تا بیشتر با سیما آشنا بشید قراره یک سایت بین المللی هم بزودی براش باز کنند ....قربونه همه
hiva 18/04/1389 - 14:35 #8

عضو سايت
[326] نظرات
 
مصاحبه جالبی بود خیلی وقته منتظرشم چیزی که من واقعا درباره تیلور دوست دارم خاکی بودنشه
war-twilight 18/04/1389 - 14:38 #9

عضو سايت
[86] نظرات
 
کارتون خوب بود مرسی

ولی کلا از این پسره بدم میاد

:D
azin 18/04/1389 - 14:38 #10

عضو سايت
[458] نظرات
 
مرسی ممنون مصاحبه خیلی قشنگی بود از حرف زدن تیلور خوشم امد
به خصوص وقتی در مورد راب حرف میزد همین طور در مورد دوستی خیلی عمیقی که با راب و کریستن داره و سعی میکنه حتی این دوستی رو تا بعد از مجموعه هم حفظ کنه این خیلی خوبه
vanda 18/04/1389 - 14:43 #11

عضو سايت
[228] نظرات
 
مرسی یاسمین جون.تو بهترین مترجمی هستی که تا حالا دیدم. 31
so you think you can danceوamerican idolکه خیلی برنامه های باحالین.دیدنشون خجالت نداره که.
شیرین 18/04/1389 - 15:04 #12

عضو سايت
[281] نظرات
 
ولی از حق نگذریم خیلی باحال درباره ی رابرت صحبت کرده بود منکه از اون تیکه هاش خیلی خوشم اومد...ممنونم
شرلی 18/04/1389 - 15:05 #13

عضو سايت
[82] نظرات
 
fellow ممنون خیلی جالب بود
Jingool_vmpr 18/04/1389 - 15:06 #14

عضو سايت
[182] نظرات
 
عجب مصاحبه خوبی بود خیلی خوشم اومد
به نظر میتونم از تیلور متنفر نباشم
peter 18/04/1389 - 15:15 #15

عضو سايت
[10] نظرات
 
سلام ببخشید من نمیتونستم جای دیگه ای بنویسم .... پیغامتون دلمو شکست ...بابا هرجا تو سایت میرم نوشتین حق ندارم وارد بشم چکارکنم؟ اساتید کمک کنید ...چطوری تو صفحه مشترکین انجمن وارد بشم مطلب بنویسم که مربوط به جاهای دیگه نباشه؟
Moonlight_92 18/04/1389 - 15:15 #16

عضو سايت
[44] نظرات
 
مرسیییییییییییییییییییی
bella1997 18/04/1389 - 15:22 #17

عضو سايت
[142] نظرات
 
مصاحبه ی باحالی‌ بود
کلا نظرم در مورد تیلور عوض شد
فکر کنم آدم باحالی‌ باشه
از این که این اخبار رو در اختیار ما قرار میدین ممنونم
rob cullen 18/04/1389 - 15:23 #18

عضو سايت
[8] نظرات
 
ey val mer30 lol
Irina 18/04/1389 - 15:40 #19

عضو سايت
[82] نظرات
 
تیلور کلا ادم با نمکیه! love
من که دوسش دارم!!
2 love دستت درد نکنه یاسمین جون!
paniz1997 18/04/1389 - 15:52 #20

عضو سايت
[26] نظرات
 
آدم باحالیه
تازه داره ازش خوشم میاد
dusttodust 18/04/1389 - 16:05 #21

عضو سايت
[36] نظرات
 
من همون موقع که تایلور و کریستین رفته بودن ایتالیا ...وقتی برخوردش رو با هوادارا دیدم ازش خوشم اومد خبلی زیاد. نمیدونم شما هم مراسم فرش قرمز اکلیپس رو در ایتالیا دیدین یا نه؟ این پسر حتی از راب هم دوست داشتنی تر بود. این سیما کیه دیگه؟ تا حالا کجا بوده که یهو سرو کله اش بعد از اکران فیلم سوم پیدا شده؟؟!!!PETER عزیز نکنه داری با تخیلاتت سر کارمون میذاری؟ یکی اینو بگیره!
Dragonfly 18/04/1389 - 17:12 #22

عضو سايت
[440] نظرات
 
مصاحبهٔ جالبی‌ بود مخصوصاً این که شلوارک‌ها واسش ارزشه عاطفی داره! lol این که به کتاب سپیده دم هم وفادار بمونن یه کم سخته چون اگر خیلی‌ وفادار باشن فیلم درجه ی R میگیره! wink
مرسی‌ از ترجمهٔ خوبت یاسمین جان 31
مهسا(حنا) 18/04/1389 - 17:14 #23

عضو سايت
[6] نظرات
 
خیلی باحال بود
خیلی دوسش دارم...
Twilight 74 18/04/1389 - 17:14 #24

عضو سايت
[104] نظرات
 
دستتتون درد نکنه یاسمین جان از شما هم ممنونم 1
رها 18/04/1389 - 17:15 #25

عضو سايت
[448] نظرات
 
اون آدم خیلی خوبیه وخیلی راحت درباره ی احساساتش حرف میزنه
چون با علاقه کار هاشو پیش میبره واحساس رضایت می کنه همیشه موفق میشه
ایشالله که کارهای بعدیش هم مثله توآیلایت موفق باشه
ممنون از ترجمه ی خوبتون
b6r6n 18/04/1389 - 17:32 #26

عضو سايت
[42] نظرات
 
واقعا دستت درد نکنه،من از این پسر خیلی خیلی خیلی خوشم میاد
Yasmin-new-vampire 18/04/1389 - 18:22 #27

عضو سايت
[20] نظرات
 
دستت درد نكنه عالي بود
Vampirism 18/04/1389 - 18:33 #28

ناظر انجمن
[96] نظرات
 
تا الان از تیلور خوشم نمیومد ولی حالا که ای مصاحبه رو خوندم دیدم همچین بچه ی بدی هم نیست bully ....
saniya 18/04/1389 - 18:34 #29

عضو سايت
[58] نظرات
 
خیلی ممنون.
ولی ای کاش جواب پیام خصوصی منو می دادی
آلیس کالن 18/04/1389 - 18:35 #30

عضو سايت
[393] نظرات
 
درود

اووووه! اند مصاحبه بود!
همین مونده که بیاد درباره ی بوسیدن کریس، با راب هم تبادل نظر کنه 13
خب معلومه که تیلور،از راب هات تره! اینکه دیگه خجالت کشیدن و ناراحت شدن نداره. باید با افتخار تو چشمای راب نگاه می کردو اینو می گفت.

مرسی. خیلی جالب و قشنگ بود. خیلی خوشم اومد

بدرود

اطلاعات

براي ارسال نظر، بايد در سايت عضو شويد.

آخرین مطالب سایت   رابرت پتیسون

  • سایت در دسترس نیست

آخرین   عکس های گالری

  • در دست طراحی

لینک   دوستان