مصاحبه ي كلان لاتز با ونيتي فير!
9 آبان 1388
1414 بازدید

در حال حاضر در حال استراحت هستي. معمولاً در زمان بيكاري دوست داري چي كار كني؟
من مطالعه رو دوست دارم. من يه Kindle دارم و، اين خوبه كه بتوني كتاب هايي رو كه مردم بهت پيشنهاد مي كنن دانلود كني. راب(رت پتينسون) تمام مدت مطالعه مي كنه و كتاب هاي فوق العاده اي معرفي مي كنه. جكسون (رثبون) و كريستين (استوارد) هم همين طور. خوبه كه كتاب دانلود كني جون ما وقت استراحت زياد داريم. در روز نزديك هشت ساعت رو براي خووندن دارم. كتاي هاي زيادي رو تموم كردم كه شگفت انگيزه. همين طور دارم يه خورده فرانسه هم ياد مي گيرم.
چه كتاب هايي مي خوني؟
الآن، نامه هايي از زمين (Letters from the Earth) از مارك تواين. و همين طور از جسيكا بندينگر، من يه فيلم با اون كار كردم به اسم Stick It- اون كارگردانشه - و اولين رمانش رو نوشته، هفت اشعه (The Seven Rays). يه كپي ازش رو دارم و كتاب فوق العاديه.
چه كتابي بازيگرهاي همكارت بهت پيشنهاد دادن كه دوست داشته داري به بقيه معرفي كني؟
{رو به جكسون رثبون، كه او هم در اتاق است مي گويد:} جكسون، اون كتابي كه پيشنهاد دادي چي بود؟ خارج از سياره ي خاموش (Out of the Silent Planet) نوشته ي سي.اس لوييز (C.S. Lewis) كه قراره كتاب بعديم باشه كه مي خونم. جكسون الآن داره Kindle من رو مي خونه، نامه هايي از زمين رو دادم بهش.
يكي از چيزهايي كه از زمان بيرون اومدن توآيلايت در زندگيت تغيير كرده چيه؟
من هيچ وقت تو زندگيم اينقدر سرم شلوغ نبوده. مابل مسافرت هام اينقدر بالا رفته كه حس مي كنم دارم دور دنيارو مجاناً سفر مي كنم. هرآخر هفته در حالي كه سعي مي كردم به لس آنجلس برگردم تا سگم رو ببينم توي هواپيما بودم، بنابراين زياد وقت وقت ندارم كه با عشق شماره يكم: توله سگم بگذرونم. ( اون قدرها هم توله نيست- دختره 5 سالشه - اما هميشه توي قلبم بهم نزديكه.) ما خيلي كارهاي مطبوعاتي داريم كه بايد انجام بديم. من عاشق همايش ها و ملاقات با طرفدارها هستم. نوامبر قراره خيلي ديوونه كننده بشه، بايد هر روز تو يه هواپيما باشيم، فرود بيايم، خودمون رو يه جا نشون بديم، شبش به يه شهر ديگه پرواز كنيم...
شما بچه ها چطور از پس همه ي اين چيزها برمياين؟
ما همه واسه لذت بردن علايق خودمون رو داريم. راب و جكسون گيتارهاشون رو همه جا مي برن. تا زماني كه اون چيزي كه بهش علاقه دارين همراهتونه و مي تونين باهاش ناپديد بشين و نرمال باشيد، احساس عادي بودن كنيد، مي تونيد iPod يا كتاب هاي مورد علاقه تون رو بياريد و، چيزهايي رو انجام بديد كه اگه توآيلايت نبود انجام مي داديد- اون ها همه ما رو اون كسي نگه مي داره كه هستيم. ما ها خيلي خوشبختيم و نعمت داريم و، با اين حال خيلي ساده و خاكي ايم.
متوجه اين شدي كه به عنوان همكارهاي بازيگر خيلي بيشتر به هم ديگه تكيه مي كنين؟
آره، مسلماً. اين يكي از اون چيزهاييه كه مارو مثل يه خانواده مي كنه، مخصوصا سروكله زدن با تمام اين چيزها. ما همه با اين حادثه و فاتزي ديوونه وار به عنوان يك بازيگر با توآيلايت ادامه مي ديم و، خوبه كه در اين راه كسي همراهت باشه. با همه دوست هستيم، كه اين قشنگه، پس ما همه مي تونيم براي ناهار بيرون بريم، زمان خوبي رو سپري كنيم، ريلكس كنيم، بازي كنيم، بريم بيرون واسه كنسرت. كنسرت Kings of Leon اينجا برگزار شد، همين طور Jason Mraz ... خوبه كه ناپديد بشيم و با كارهاي مختلف انجام بديم. تمام دوست هاي ما برگشتن خونه و، ما سعي مي كنيم دوستامونو اينجا داشته باشيم و دورهم باشيم. اما درواقع انجام اين يه جورهايي سخته، واسه همين خوبه كه ما اعضاي اين گروه مي تونيم روي هم حساب كنيم. اين چيز خيلي خوب اين مجموعه هست- ما اميدوارانه و بي صبرانه منتظر ساختن تمام كتاب ها هستيم، بنابراين مجبور نيستيم واقعا (از همديگه) خداحافظي كنيم اين اتفاقي هست كه با پروژه هاي ديگه ميفته. ما اين شانس رو داريم كه به هم بگيم: "به زودي مي بينمت،" با "توي لس آنجلس مي بينمت." ما اين فرصت نصيبمون مي شه كه از جايي كه تموم كرديم شروع كنيم.
كالن ها قبل از فيلم برداري صحنه ها چطور همديگه رو آماده مي كنن؟
ما در بين تمرين ها قبل از اينكه بريم براي انجامش دربارش بحث مي كنيم. وقتي سر صحنه هستيم، شوخي مي كنيم و از اين چيزها، و وقتي در حال تمرين هستيم صحنه ها رو رد و بدل مي كنيم و باعث خنده ي همديگه مي شيم. فضا رو شاد مي كنيم. فيلم پشت صحنه ي ماه نو متحير كننده مي شه.
قراره پشت صحنه باشه؟
اميدواريم. احتمالا واسه فيلم پشت صحنه بيشتر از فيلم چيز دارن. (مي خندد)
سر فيلم برداري كدوم صحنه ها بيشتر خوش گذشت؟
خوب، صحنه هايي كه كالن ها توشن خيلي مهم و حماسي هستن. صحنه هاي داخل ماه نو خيلي به كتاب نزديك هست. چيزي كه ما كالن ها باهاش دست و پنجه نرم مي كنيم - مثل صحنه ي جشن تولد - براي مخاطب خيلي تعيين كننده هستن؛ اون ها قراره با ما در اونجا باشن. اون ها تمام صحنه هاي مورد علاقه ام هستن، به خصوص اون صحنه ي جكسون، وقتي در جشن تولد تشنه ي خون مي شه.
تا حالا ماه نو رو ديدي؟
آره، عاشقشم. كريس ويتز كار شگفت انگيزي انجام داده، عاشق گرگينه هام. خيلي اكشن درش وجود داره، من عشقه اكشنم و گرگ ها كارشون رو عالي انجام ميدن. تايلر (لاوتنر) معركه اس. اون اين بار ستاره ي فيلمه. طرفدارها به خاطر چيزي كه اون به فيلم مياره اين فيلم رو بارها و بارها خواهند ديد.
درمورد ميليون ها طرفداري كه دارن ديوونه وار براي اكران فيلم هيجان زده مي شن چي داري بگي؟
بودن اين كاراكترها، آوردنشون به زندگي و اينكه هوادارا ما رو پذيرفتن واقعا باحاله. اين خيلي شرمنده مي كنه كه طرفداراني داريم كه اينقدر هزينه مي كنن تا بيان و مارو ببينن و اينكه بخشي از چيزي كه اون ها به ما اجازه ي انجامش رو دادن بهشون بديم خيلي عاليه. ما خيلي خوشبختيم كه طرفدارهامون اينقدر محبت دارن. اينكه با اونها راجع به اينكه چطور با كاراكترهاي داخل داستان رابطه برقرار مي كنن سرگرم كننده اس. براي مثال خواهر و مادرم - اينكه ببيني چطور اين كتاب ها مادرها و دخترها رو به طرف هم كشيده عاليه. يه تجربه ي هيجان انگيزه كه اون ها همه باهم مي تونن برن. بعدش شوهرهاشون رو ميارن، و برادراشون رو و، همه باهم در اين تجربه ي جادوئي شريك مي شن.
مادر و خواهرت طرفدار پروپا قرص اين حماسه هستن؟
خيلي زياد. خواهر من الان يكي از دخترهاي محبوب مدرسه اس چون يه برادر توي توآيلايت داره (مي خندد)، و داستان هايي رو درمورد من با بقيه در ميون مي ذاره كه يه جورهايي بامزه ان. واقعا اين روياي يه بازيگره كه يه بخشي از اين قضيه باشه. درهاي زيادي رو واسه آدم باز مي كنه.
خب، قبل از اينكه بري، بيا يكم كلمه بازي انجام بديم. من اسم يكي از بازيگرهاي هم كارت رو بهت مي دم و مي خوام يه لغت بهم بدي كه توصيفشون كنه. با جكسون رثبون شروع مي كنيم (جاسپر هيل):
آه، اسرار آميز.
نيكي ريد (رزالي هيل):
با روحيه.
اليزابث ريسر (ازمه كالن):
زيبا.
پيتر فاسينلي (دكتر كارلايل كالن):
جوكر.
مي خواي حدس بزني پيتر چه لغتي براي تو انتخاب كرد؟
احمق گنده بك. يه چيزي كه يه ربطي به كسي كه ورزش دوست داره يا مزه مي پرونه با جوك بازي مي كنه.
اون گفت "ديوونه".
ديوونه. (مي خندد)
خيلي خوب، اشلي گرين (آليس كالن):
بهترين دوست.
كريستين استوارد (بلا سوان):
ماجراجو.
تايلر لاوتنر (جيكوب بلك):
مثل برادر
رابرت پتينسون (ادوارد كالن):
بي اندازه بااستعداده و بهش نعمت داده شده. اگه مي تونيد فقط اون هارو يه لغت حساب كنيد.
من مطالعه رو دوست دارم. من يه Kindle دارم و، اين خوبه كه بتوني كتاب هايي رو كه مردم بهت پيشنهاد مي كنن دانلود كني. راب(رت پتينسون) تمام مدت مطالعه مي كنه و كتاب هاي فوق العاده اي معرفي مي كنه. جكسون (رثبون) و كريستين (استوارد) هم همين طور. خوبه كه كتاب دانلود كني جون ما وقت استراحت زياد داريم. در روز نزديك هشت ساعت رو براي خووندن دارم. كتاي هاي زيادي رو تموم كردم كه شگفت انگيزه. همين طور دارم يه خورده فرانسه هم ياد مي گيرم.
چه كتاب هايي مي خوني؟
الآن، نامه هايي از زمين (Letters from the Earth) از مارك تواين. و همين طور از جسيكا بندينگر، من يه فيلم با اون كار كردم به اسم Stick It- اون كارگردانشه - و اولين رمانش رو نوشته، هفت اشعه (The Seven Rays). يه كپي ازش رو دارم و كتاب فوق العاديه.
چه كتابي بازيگرهاي همكارت بهت پيشنهاد دادن كه دوست داشته داري به بقيه معرفي كني؟
{رو به جكسون رثبون، كه او هم در اتاق است مي گويد:} جكسون، اون كتابي كه پيشنهاد دادي چي بود؟ خارج از سياره ي خاموش (Out of the Silent Planet) نوشته ي سي.اس لوييز (C.S. Lewis) كه قراره كتاب بعديم باشه كه مي خونم. جكسون الآن داره Kindle من رو مي خونه، نامه هايي از زمين رو دادم بهش.
يكي از چيزهايي كه از زمان بيرون اومدن توآيلايت در زندگيت تغيير كرده چيه؟
من هيچ وقت تو زندگيم اينقدر سرم شلوغ نبوده. مابل مسافرت هام اينقدر بالا رفته كه حس مي كنم دارم دور دنيارو مجاناً سفر مي كنم. هرآخر هفته در حالي كه سعي مي كردم به لس آنجلس برگردم تا سگم رو ببينم توي هواپيما بودم، بنابراين زياد وقت وقت ندارم كه با عشق شماره يكم: توله سگم بگذرونم. ( اون قدرها هم توله نيست- دختره 5 سالشه - اما هميشه توي قلبم بهم نزديكه.) ما خيلي كارهاي مطبوعاتي داريم كه بايد انجام بديم. من عاشق همايش ها و ملاقات با طرفدارها هستم. نوامبر قراره خيلي ديوونه كننده بشه، بايد هر روز تو يه هواپيما باشيم، فرود بيايم، خودمون رو يه جا نشون بديم، شبش به يه شهر ديگه پرواز كنيم...
شما بچه ها چطور از پس همه ي اين چيزها برمياين؟
ما همه واسه لذت بردن علايق خودمون رو داريم. راب و جكسون گيتارهاشون رو همه جا مي برن. تا زماني كه اون چيزي كه بهش علاقه دارين همراهتونه و مي تونين باهاش ناپديد بشين و نرمال باشيد، احساس عادي بودن كنيد، مي تونيد iPod يا كتاب هاي مورد علاقه تون رو بياريد و، چيزهايي رو انجام بديد كه اگه توآيلايت نبود انجام مي داديد- اون ها همه ما رو اون كسي نگه مي داره كه هستيم. ما ها خيلي خوشبختيم و نعمت داريم و، با اين حال خيلي ساده و خاكي ايم.
متوجه اين شدي كه به عنوان همكارهاي بازيگر خيلي بيشتر به هم ديگه تكيه مي كنين؟
آره، مسلماً. اين يكي از اون چيزهاييه كه مارو مثل يه خانواده مي كنه، مخصوصا سروكله زدن با تمام اين چيزها. ما همه با اين حادثه و فاتزي ديوونه وار به عنوان يك بازيگر با توآيلايت ادامه مي ديم و، خوبه كه در اين راه كسي همراهت باشه. با همه دوست هستيم، كه اين قشنگه، پس ما همه مي تونيم براي ناهار بيرون بريم، زمان خوبي رو سپري كنيم، ريلكس كنيم، بازي كنيم، بريم بيرون واسه كنسرت. كنسرت Kings of Leon اينجا برگزار شد، همين طور Jason Mraz ... خوبه كه ناپديد بشيم و با كارهاي مختلف انجام بديم. تمام دوست هاي ما برگشتن خونه و، ما سعي مي كنيم دوستامونو اينجا داشته باشيم و دورهم باشيم. اما درواقع انجام اين يه جورهايي سخته، واسه همين خوبه كه ما اعضاي اين گروه مي تونيم روي هم حساب كنيم. اين چيز خيلي خوب اين مجموعه هست- ما اميدوارانه و بي صبرانه منتظر ساختن تمام كتاب ها هستيم، بنابراين مجبور نيستيم واقعا (از همديگه) خداحافظي كنيم اين اتفاقي هست كه با پروژه هاي ديگه ميفته. ما اين شانس رو داريم كه به هم بگيم: "به زودي مي بينمت،" با "توي لس آنجلس مي بينمت." ما اين فرصت نصيبمون مي شه كه از جايي كه تموم كرديم شروع كنيم.
كالن ها قبل از فيلم برداري صحنه ها چطور همديگه رو آماده مي كنن؟
ما در بين تمرين ها قبل از اينكه بريم براي انجامش دربارش بحث مي كنيم. وقتي سر صحنه هستيم، شوخي مي كنيم و از اين چيزها، و وقتي در حال تمرين هستيم صحنه ها رو رد و بدل مي كنيم و باعث خنده ي همديگه مي شيم. فضا رو شاد مي كنيم. فيلم پشت صحنه ي ماه نو متحير كننده مي شه.
قراره پشت صحنه باشه؟
اميدواريم. احتمالا واسه فيلم پشت صحنه بيشتر از فيلم چيز دارن. (مي خندد)
سر فيلم برداري كدوم صحنه ها بيشتر خوش گذشت؟
خوب، صحنه هايي كه كالن ها توشن خيلي مهم و حماسي هستن. صحنه هاي داخل ماه نو خيلي به كتاب نزديك هست. چيزي كه ما كالن ها باهاش دست و پنجه نرم مي كنيم - مثل صحنه ي جشن تولد - براي مخاطب خيلي تعيين كننده هستن؛ اون ها قراره با ما در اونجا باشن. اون ها تمام صحنه هاي مورد علاقه ام هستن، به خصوص اون صحنه ي جكسون، وقتي در جشن تولد تشنه ي خون مي شه.
تا حالا ماه نو رو ديدي؟
آره، عاشقشم. كريس ويتز كار شگفت انگيزي انجام داده، عاشق گرگينه هام. خيلي اكشن درش وجود داره، من عشقه اكشنم و گرگ ها كارشون رو عالي انجام ميدن. تايلر (لاوتنر) معركه اس. اون اين بار ستاره ي فيلمه. طرفدارها به خاطر چيزي كه اون به فيلم مياره اين فيلم رو بارها و بارها خواهند ديد.
درمورد ميليون ها طرفداري كه دارن ديوونه وار براي اكران فيلم هيجان زده مي شن چي داري بگي؟
بودن اين كاراكترها، آوردنشون به زندگي و اينكه هوادارا ما رو پذيرفتن واقعا باحاله. اين خيلي شرمنده مي كنه كه طرفداراني داريم كه اينقدر هزينه مي كنن تا بيان و مارو ببينن و اينكه بخشي از چيزي كه اون ها به ما اجازه ي انجامش رو دادن بهشون بديم خيلي عاليه. ما خيلي خوشبختيم كه طرفدارهامون اينقدر محبت دارن. اينكه با اونها راجع به اينكه چطور با كاراكترهاي داخل داستان رابطه برقرار مي كنن سرگرم كننده اس. براي مثال خواهر و مادرم - اينكه ببيني چطور اين كتاب ها مادرها و دخترها رو به طرف هم كشيده عاليه. يه تجربه ي هيجان انگيزه كه اون ها همه باهم مي تونن برن. بعدش شوهرهاشون رو ميارن، و برادراشون رو و، همه باهم در اين تجربه ي جادوئي شريك مي شن.
مادر و خواهرت طرفدار پروپا قرص اين حماسه هستن؟
خيلي زياد. خواهر من الان يكي از دخترهاي محبوب مدرسه اس چون يه برادر توي توآيلايت داره (مي خندد)، و داستان هايي رو درمورد من با بقيه در ميون مي ذاره كه يه جورهايي بامزه ان. واقعا اين روياي يه بازيگره كه يه بخشي از اين قضيه باشه. درهاي زيادي رو واسه آدم باز مي كنه.
خب، قبل از اينكه بري، بيا يكم كلمه بازي انجام بديم. من اسم يكي از بازيگرهاي هم كارت رو بهت مي دم و مي خوام يه لغت بهم بدي كه توصيفشون كنه. با جكسون رثبون شروع مي كنيم (جاسپر هيل):
آه، اسرار آميز.
نيكي ريد (رزالي هيل):
با روحيه.
اليزابث ريسر (ازمه كالن):
زيبا.
پيتر فاسينلي (دكتر كارلايل كالن):
جوكر.
مي خواي حدس بزني پيتر چه لغتي براي تو انتخاب كرد؟
احمق گنده بك. يه چيزي كه يه ربطي به كسي كه ورزش دوست داره يا مزه مي پرونه با جوك بازي مي كنه.
اون گفت "ديوونه".
ديوونه. (مي خندد)
خيلي خوب، اشلي گرين (آليس كالن):
بهترين دوست.
كريستين استوارد (بلا سوان):
ماجراجو.
تايلر لاوتنر (جيكوب بلك):
مثل برادر
رابرت پتينسون (ادوارد كالن):
بي اندازه بااستعداده و بهش نعمت داده شده. اگه مي تونيد فقط اون هارو يه لغت حساب كنيد.
|
34
|
تشکر اشتراک گذاری مطالب مشابه |
| LuCiFeR 9/08/1388 - 18:02 | #1 |
|
عضو سايت
[6] نظرات |
|
| sara95 9/08/1388 - 18:08 | #2 |
عضو سايت
[67] نظرات |
|
| azin 9/08/1388 - 18:09 | #3 |
عضو سايت
[458] نظرات |
|
| mahta-mahta 9/08/1388 - 18:09 | #4 |
عضو سايت
[80] نظرات |
|
| robert pattinson 9/08/1388 - 18:14 | #5 |
ناظر انجمن
[441] نظرات |
|
| NIUSHA 9/08/1388 - 18:29 | #6 |
مدير انجمن
[77] نظرات |
|
| gooz 9/08/1388 - 19:00 | #7 |
|
ميهمان
[0] نظرات |
|
| justalice 9/08/1388 - 19:01 | #8 |
عضو سايت
[33] نظرات |
|
| armin720 9/08/1388 - 19:01 | #9 |
عضو سايت
[164] نظرات |
|
| blood galaxy 9/08/1388 - 19:05 | #10 |
عضو سايت
[147] نظرات |
|
| رویا 9/08/1388 - 19:31 | #11 |
عضو سايت
[159] نظرات |
|
| aida.74 9/08/1388 - 19:54 | #12 |
عضو سايت
[59] نظرات |
|
| b6r6n 9/08/1388 - 20:21 | #13 |
عضو سايت
[42] نظرات |
|
| nikta_sh 9/08/1388 - 20:42 | #14 |
عضو سايت
[75] نظرات |
|
| saba... 9/08/1388 - 20:53 | #15 |
|
عضو سايت
[10] نظرات |
|
| anaik.kana 9/08/1388 - 21:45 | #16 |
|
عضو سايت
[6] نظرات |
|
| الهام 9/08/1388 - 21:58 | #17 |
|
عضو سايت
[64] نظرات |
|
| mania_soad 9/08/1388 - 22:53 | #18 |
عضو سايت
[25] نظرات |
|
| Blue_ss_Ali 9/08/1388 - 23:08 | #19 |
|
ناظر انجمن
[50] نظرات |
|
| spy girl 9/08/1388 - 23:13 | #20 |
مدير انجمن
[355] نظرات |
|
| parisa potter pattinson 9/08/1388 - 23:14 | #21 |
عضو سايت
[210] نظرات |
|
| GhaZal-ThirstyVpr 10/08/1388 - 01:35 | #22 |
|
عضو سايت
[97] نظرات |
|
| ainaz bahmani 10/08/1388 - 01:36 | #23 |
|
عضو سايت
[383] نظرات |
|
| mahshid vampire 666 10/08/1388 - 07:12 | #24 |
عضو سايت
[129] نظرات |
|
| Melody 10/08/1388 - 13:06 | #25 |
عضو سايت
[76] نظرات |
|
| soha 10/08/1388 - 15:32 | #26 |
|
عضو سايت
[12] نظرات |
|
| sepide dam 10/08/1388 - 15:46 | #27 |
عضو سايت
[56] نظرات |
|
| sanam 10/08/1388 - 16:24 | #28 |
عضو سايت
[106] نظرات |
|
| alone girl 10/08/1388 - 16:28 | #29 |
عضو سايت
[114] نظرات |
|
| پسر مرده 10/08/1388 - 18:28 | #30 |
عضو سايت
[98] نظرات |
|
اطلاعات
|
براي ارسال نظر، بايد در سايت عضو شويد. |
مصاحبه ها
پتینسون : ادوارد یه فرد کامل نیست ! دوست داشتم کمبودهای او را هم به تصویر بکشم
29 آبان 1390
922 بازدید
|
پتینسون و گریین در دیدار با طرفداران بلژیک از سپیده دم گفتند
5 آبان 1390
1075 بازدید
|
مصاحبه ی مجله ی گلمور با کریستن استوارت
13 مهر 1390
1516 بازدید
|
کریستینا پری از احساسش در مورد آهنگش در سپیدهدم میگوید
7 مهر 1390
1077 بازدید
|
جستجو در سایت
نظرسنجی
افراد آنلاین
کاربران: 2
ميهمانان: 18
روبات ها: 9
مجموع: 29
کاربران آنلاین :
jacob wolf, Isabella-cullen
روبات ها
Google Bot, Google Bot, Google Bot, Google Bot, Google Bot, Google Bot, Google Bot, MSN Bot, Google Bot
ميهمانان: 18
روبات ها: 9
مجموع: 29
کاربران آنلاین :
روبات ها



